گفتگو

گزارش های خبری سازمان های بین المللی ویژه

پلاسکو

زنگ خطر پلاسکو

پنج سال پیش در فاجعه ای دردناک و باورنکردنی اولین آسمان خراش ایران در برابر چشمان بهت زده شاهدان عینی با یک آتش سوزی پر

حسن صادقی؛ صدای من و همسر بیمارم باشید

پایگاه اطلاع رسانی ریسمان – شنبه ۱۱ بهمن ۹۹؛ حسن صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای از نهادهای حقوق بشری خواستار کمک پیرامون رسیدگی به وضعیت بیماری همسرش فاطمه مثنی، در زندان اوین شده است. 

وی در بهمن ۹۱ به همراه همسرش فاطمه مثنی در پی برگزاری مراسم ترحیم برای پدر آقای صادقی که از مخالفان حکومت جمهوری اسلامی بود، به همراه دو فرزند خود بازداشت شدند. دختر آنها پس از گذشت سه روز و پسرشان نیز که زیر سن قانونی بود پس از حدود یک ماه و نیم بازداشت و بازجویی از زندان آزاد شدند.

متن نامه به این شرح است:

«روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۹۹ بعد از ماه‌ها با فرزندانم ملاقات داشتم. جویای حال مادرشان (همسرم) شدم. از دگرگون شدن آنها نگران شدم، با اصرار من با بغض توضیح دادند که “مامان در شرایط خیلی بدی است.”

پرسیدم: مگر روز یکشنبه در اوین به ملاقاتش نرفتید؟

گفتند: همین ملاقات و دیدن اوضاع و احوالش بود که ما را نگران کرده، چون نتوانسته بود به ملاقات بیاید ولی با اصرار، دو نفر زیر بغلش را گرفته و به ملاقات آورده بودند در حالی که او نمی‌خواست ما با این وضعیت او را ببینیم و همیشه به بهانه خطر کرونا ما را از رفتن به ملاقات منع می‌کرد. الآن به همین دلیل اصرار داشتیم که ملاقات بیایم و تو را ببینیم. حال مامان خیلی وخیم است بطوری‌که رئیس درمانگاه اوین هم کتبا اعلام کرده خانم فاطمه مثنی مطلقا توان تحمل زندان (کیفر) را ندارد و این، مورد تایید مسئول بند زنان در اوین هم است.

اینجانب حسن صادقی به همراه فاطمه مثنی به ۱۵ سال حبس محکوم شده و اکنون هفتمین سال زندانمان را می‌گذرانیم. در حال حاضر همسرم در چنین شرایط وخیمی است در حالیکه به دلیل ممنوعیت ملاقات و حتی تلفن از وضعیت او بی‌خبر بودم. حال در درون زندان همه وجدان‌های بیدار را مخاطب قرار می‌دهم که بدانند همسرم در چه وضعیتی است.

از من به عنوان همسرش و در کنج زندان هیچ کاری جز مطلع کردن شما و انتظار اقدامی از جانب شما، بر نمی‌آید! چرا که در قوه قضاییه و زندان اوین (که همسرم آنجاست) با کسانی مواجه هستیم که هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند و از قضا مردن یک زندانی سیاسی در زندان را غنیمت می‌شمرند.

خودشان را با بیدادگری به اسم قاضی، نماینده دادستان و اخیرا ویروس کرونا تقویت کرده و به جان مردم و زندانیان افتاده‌اند. نماینده دادستان (امین وزیری) و رئیس زندان به وضوح از وضعیت وخیم همسرم با خبر هستند و عمدا از اعزام به بیمارستان و بستری شدن او جلوگیری می‌کنند.

اعلام می‌کنم که اگر کوچک‌ترین اتفاقی برای همسرم بیافتد مسئولیت آن تماما با رئیس قوه قضاییه و به ویژه نماینده دادستان (امین وزیری) و زندان اوین است. از همه نهادهای حقوق بشری، عفو بین الملل، جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران و همه وجدان‌های بیدار می‌خواهم که صدای من و همسر بیمارم در زندان اوین باشند.

رونوشت:

شورای حقوق بشر، عفو بین الملل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران

حسن صادقی / چهارشنبه ۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۹ / زندان رجایی شهر کرج.»

حسن صادقی و فاطمه مثنی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

آخرین اخبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.